")
حضرت فاطمه (عليها السلام)

مروری بر زندگینامه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

عمر آن بزرگوار تقریبا هجده سال است. آن حضرت زهرا(سلام الله علیها) در روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت‏ به دنیا آمد[1] و سال یازدهم از هجرت، سوم جمادی الثانی[2] به دست گردانندگان سقیفه بنی ساعده شهید شد.

برای آن بزرگوار هشت لقب ذكر كرده‏اند: صدیقه، راضیه، مرضیه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره.[3] از بعضی روایات استفاده می‏شود كه زكیه و محدثه از القاب آن خانم است و كنیه او ام ابیها است.[4]

شخصیت اسلامی از دو راه یافت می‏شود: از راه نسب و از راه حسب و فضایل نفسانی؛ شخصیت نسبی كه اسلام آن را پذیرفته است، تحت تأثیر عوامل مختلفی است: قانون وراثت، تغذیه از راه مشروع، تأثیر محیط، تأثیر همسر و رفیق، اولاد صالح و غیره در تشكیل چنین شخصیتی نقش دارند. زهرا سلام الله علیها از نظر قانون وراثت، پدری چون رسول گرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) دارد كه به گفته سعدی همه مراتب انسانیت را به كمالاتش پیموده است. همه تاریكی‏ها به جمالش روشن شده است و همه صفات او در انتهای خوبی است:

بلغ العلی بكماله كشف الدجی بجماله

حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله

مادری چون خدیجه(سلام الله علیها) دارد كه باید گفت اسلام مرهون زحمات آن بزرگوار است. مادری كه سه سال، مسلمانان محصور در شعب ابی طالب را اداره كرد و همه اموال خود را در این راه خرج كرد. مادری كه چندین سال در مكه با آن مصیبت­های كمرشكن ساخت و دوش به دوش رسول اكرم(صلی الله علیه وآله وسلم)، اسلام را یاری فرمود و در این راه سنگ­ها به بدن مباركش فرود آمد، بی­حرمتی­ها به او وارد شد، شماتت­ها در این راه دید و هرچه این اتفاقات بیشتر می‏شد، صبر و استقامت او زیادتر می‏گشت.

اما از نظر قانون تأثیر غذا: مورخین نوشته‏اند: كه وقتی اراده حق تعالی به خلقت زهرا(سلام الله علیها) تعلق گرفت، پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) مأمور شد كه چهل شبانه روز در كوه حرا به ریاضت دینی پردازد.[5]

حضرت خدیجه(سلام الله علیها) در خانه خود، از مردم گوشه گرفته و به عبادت مشغول بود. پس از آن مدت فرمان آمد كه محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) به خانه بازگردد. از عالم ملكوت برای آنان غذا آوردند. سپس نور زهرا(سلام الله علیها) به حضرت خدیجه(سلام الله علیها) منتقل شد.

از نظر تأثیر محیط، زهرا علاوه بر آن­كه در دامن مادری فداكار، باگذشت و بااستقامت و در دامن پدری چون پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) پرورش یافت، محیط زندگی او محیط پر تلاطمی بود. مكه با آن مصیبت­ها و حوادث ناگوار، محیط پرورش او بود. در شعب ابی­طالب با آن حوادثی زندگی كرد كه امیرالمومنین(علیه السلام) در نهج البلاغه آن­جا را برای معاویه چنین توصیف می‏كند: «شما ما را سه سال در میان آفتاب زندانی كردید، به طوری كه بچه‏های ما از گرسنگی و تشنگی مردند، بزرگان ما پوست گذاردند، صدای آه و ناله زن­ها و بچه‏ها بلند بود...» روشن است ‏بچه‏ای كه در این چنین محیطی پرورش یابد؛ مخصوصا اگر مربی‏ای چون پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله وسلم) داشته باشد، استقامت او، صبر او و سعه صدر او زیاد خواهد بود.

زهرا(سلام الله علیها) از نظر همسر و مصاحب و از نظر اولاد صالح نیز، فوق­العاده است. شوهری چون امیرالمومنین(علیه السلام) دارد كه بیش از سیصد آیه از قرآن شریف درباره او نازل شده.[6]

فرزندانی چون حسن، حسین، زینب و كلثوم(علیهم السلام) دارد كه اگر نبودند، قطعا اسلام نبود و به گفته امام حسین «و علی الاسلام السلام».[7]

و اما از نظر فضایل انسانیت، چه می‏توان گفت در حق كسی كه پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) كرارا درباره‏اش فرموده است:

«ان الله اصطفیك و طهرك و اصطفیك علی نساء العالمین؛ همانا خداوند تو را برگزیده و پاكیزه و معصوم گردانیده و تو را بر همه زنها رجحان داده است».[8]

اگر برای فضیلت زهرا(سلام الله علیها) چیزی جز سوره كوثر نبود، زهرا(سلام الله علیها) را بس بود كه بگوید نزد خداوند افضل و برتر از عالمیانم.

«انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر؛ همانا كوثر را بر تو ارزانی داشتیم، پس برای پروردگارت نماز گزار و قربانی كن، به درستی كه بدخواه تو دنباله بریده است».[9]

فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بانویی آگاه به مبانی اسلام و آشنا به اصول اخلاقی بود. او که با آیات قرآن و حلاوت آن در تلاوت، تفکر و تأمل خویش مأنوس بود و از سیره و سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به اخلاق الهی و پسندیده آگاهی داشت، از آغاز طفولیت نمونه ­ای کامل و اسوه­ای برجسته برای همگان بود. اطلاعات بیکران آن پاک بانو نسبت به ارزش­های اصیل اخلاق و آداب[10] و شناخت ژرف اخلاقیات به عنوان بخش عظیمی از معارف دین در چهره­ها و نمودهای گوناگون،[11] نگاهی همه سویه و پر وسعت در این باره به وی بخشیده بود، به گونه­ ای که در سیره و سخن او، ده­ها نکته درس آموز و معرفت آفرین دیده می شود که برای شیفتگان تهذیب و تربیت ره توشه ­هایی ارزشمند و جاودان خواهد بود. با هم برخی از این گلواژه های معرفت را می­نگریم:

1. اخلاق اجتماعی

گستره پر وسعت جامعه گرچه همانند اقیانوسی بیکران می ­نماید و از ابهتی چشمگیر و خیره کننده برخوردار است اما مناسبات اجتماعی و نیازهای افراد به همدیگر، این اقیانوس را به صورت دریاها، نهرها، جویبارها و برکه­ ها می سازد و ضرورت نشست و برخاست ها و رفت و آمد انسان ها را بیشتر و بیشتر می سازد. آنچه تراکم بسیار این شیوه را با نسیم سلامت و شیرینی و حلاوت همراه می سازد؛ اخلاق اجتماعی است. بی شک این اخلاق چون از بارش آسمان عصمت فرو بارد و در آغوش جان انسان ها نشیند، تأثیری بسیار والا ـ و حتی مقدس ـ بر جای خواهد گذارد.

سیمای منبسط یا چهره گشاده که «خوشرویی» نام دارد، کیمیایی بس گرانبها است که در صحنه های گوناگون زندگی و در بین انسان های مختلف ـ با هر سلیقه و مذهب و مکتب ـ کارآمدی فراوان دارد و در سخنان معصومان ـ درود خداوندی بر آنان باد ـ به طور پی در پی بدان تأکید شده است.

دخت آفتاب، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در سخنی کوتاه، بلندای این حقیقت را این گونه ترسیم نموده است که: «بِشر فی وجه المؤمن یوجبُ لِصاحبه الجنّة و بشرٌ فی وجه المعاند المعادی یقی صاحبه عذاب النار؛ پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است و خوشرویی با دشمن انسانهای ستیزه جو انسان را از عذاب آتش باز می دارد».[12]

2. اخلاق زناشویی و خانوادگی

زندگی، کانونی است که با فرازها و نشیب های بسیاری همراه است و شادی ها و شیون ها در کنار هم دیده می شود. نوع نگاه و بینش زن و شوهر و اهداف آن دو، سختی ها را سهل و ناهمواری ها را هموار می سازد، به گونه ای که هر یک به استقبال حوادث می روند و با تمام تلاش در پی آرامش، صفا، صمیمیت و مهربانی در زندگانی خواهند بود.

روابط عاطفی و منطقی انبیا با مردم و نقش کیمیاگون حسن خلق و احسان رسولان و رهبران فکری فرهنگی در جلوه «اخلاق انبیا» مطرح شده است. که فاطمه زهرا(علیها السلام) اسوه ای تمام عیار در این میدان است. او از اوان طفولیت با سختی ها و مشکلات همزاد بود. دشواری های سه ساله در شعب ابوطالب و سنگلاخ های مبارزه با سران کفر و نفاق، مردان مرد را از پای در می آورد اما نیروی ایمان و عشق چنان توانی به این نوجوان و جوان بخشیده بود که با نهادی پاک و روانی شفاف یکایک ناهمواری ها را پشت سر می گذاشت. و آن هنگام که به خانه همسر پای گذارد، آغازی دیگر با مرحله ای نو در ستیز با سختی ها بود و در این هنگامه های طاقت سوز «اخلاق زناشویی و خانوادگی» او پدیدار می شد نه آن که تنها در رفاه، شادی و فراوانی امکانات، اظهار رضایت از همسر و زندگی خویش نماید!! روزی که امام(علیه السلام) غذایی از همسر عزیز خود خواست تا بدان گرسنگی خود را برطرف سازد، فاطمه(سلام الله علیها) در جواب گفت: سوگند به خدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید، دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم، آنچه بود به شما و فرزندانم؛ حسن و حسین دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردم. حضرت با تأسف بسیار فرمود: فاطمه جان! چرا مرا آگاه نکردی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟ و آن بانو در جواب عرض کرد:

«ای اباالحسن! من از پرودگار خود حیا می کنم چیزی را که تو بر آن توان و قدرت نداری درخواست نمایم».[13]

3. اخلاق سیاسی

اخلاق سیاسی زهرای مرضیه(سلام الله علیها) را می توان در فصل هایی چون «دفاع از امام و حجت خدا»؛ «پیروی کامل از امامت و رهبری علی(علیه السلام)»؛ «صحنه های مختلف مبارزه برای فدک» و «حضور مشتاقانه و دلسوزانه در عرصه های تدارک جنگ و جهاد» نگریست. که سرانجام صحیفه آخرین این دفتر با سرخی خون آن بانوی شهیده رنگین گشت و مُهر شهادت، نشانِ همیشه از شجاعت و شهامت فاطمه(سلام الله علیها) در این میدان گردید. نخست با گفتگو درخواست حق غصب شده خود را کرد و با استدلال به آیات مختلف قرآن به محاجه پرداخت و سرانجام خلیفه اول را وادار به استرداد فدک نمود.[14]

آنجا که از امام زمان خود، علی(علیه السلام) سخن می گفت، ژرفای نگاه و بینش او، تمامی حیله ها را نظاره می کرد و نقش دشمن را در صحنه های مختلف به صورت پیدا و پنهان می نگریست. ازاین رو به خوبی جایگاه امامت را در صحنه های سیاسی جامعه ترسیم می کرد و به روشنگری کوته نظران و ساده لوحان می پرداخت. ابتدا امامت اهل بیت(ع) را «عامل وحدت و ایمنی از تفرقه»[15] ترسیم کرد، سپس حضرت علی(ع) را «بزرگ امامان» لقب داد.[16] در سخنی سیاسی در برابر غاصبان خلافت فرمود:

«برخلاف حکم خدا در قرآن و سنت و سفارش پیامبر اسلام در تأویل و تفسیر قرآن، حق امامت او را غصب کرده و به دیگران سپردند».[17]

4. اخلاق اقتصادی

فقر و غنا، بخشش و ایثار، حالات و مراحل مختلف امتحانات و فراز و فرودهای زندگی مشترک است که گاه از آغاز زندگی با ما همراهند و زمانی در برهه های مختلف مایه سنجش ایمان و باورهای مذهبی ما می گردند. «اخلاق اقتصادیِ» زن و شوهر بهترین ابزار پیروزی در سنگلاخ های زندگی خواهد بود، به گونه ای که «دارایی و ناداری» هیچ گونه تغییری در گفتار و رفتار آنان ایجاد نکرده و آنان را همچنان پاک و پیراسته در صحنه های گوناگون نگه می دارد.

بخشش پیراهن زیبا و نو در شب عروسی ـ به هنگام توانمندی ـ و ایثار دردمندان، مستمندان و در راه ماندگان ـ در سال های فقر و تنگدستی ـ نمونه هایی اندک از بیکران صفات و اخلاق اقتصادی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است که هر یک برای ما الگوی شایسته در سال های بهره مندی از نعمت ها و یا تنگدستی خواهد بود.

رسول اکرم(ص) روزی وارد منزل فاطمه(ع) شد، فرمود: «دخترم! در چه حالی هستی؟ و چگونه زندگی می کنی»؟

و او جواب داد: «درد گرسنگی بی تابم کرده و هر لحظه رو به فزونی است و غذایی ندارم تا رفع گرسنگی کنم».[18]

5. اخلاص

اخلاص؛ صاف کردن عمل از هر ناخالصی[19] و پالایش کارها از هر آلایشی است. به گونه ای که برای غیر خدا هیچ نصیبی در آن نباشد[20] و پاداشی در سرای دنیا و آخرت برای آن طلب نشود.[21]

به دیگر سخن؛ آزادی انسان از ستایش دیگران و شفافیت عمل از غبار هواها و هوسها اخلاص است.[22] همان که ظاهر و باطن و درون و برون را همسان و یکسان می کند و گویی هیچ بیننده ای، نظاره گر اعمال ما نبوده و تنها و تنها خداوند مهربان شاهد سخن و رفتارمان بوده و بس.

اخلاص گاه در عمل نگریسته می شود ـ که دوری آن از خوب و بد و حق و باطل خواهد بود ـ، گاهی در نیت تفسیر می شود ـ که از خوف جهنم و عشق به بهشت به مرحله ای بالاتر که رضایت الهی است گام برداشتن ـ و زمانی اخلاص در دین دانسته می شود که بیزاری از التقاطی گری در آیین و ایمان به تمامی احکام و قوانین خواهد بود.[23]

زهرای مرضیه(س) در اوج قله اخلاص بود و این ویژگی ممتاز آن حضرت، ریشه در اعتقادات بنیادین و عشق دیرین وی نسبت به باورهای دینی و عبودیت فراوان وی داشت.

روزی رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) رو به زهرا(سلام الله علیها) کرده فرمود: «دخترم! اکنون جبرئیل نزد من است و از سوی پروردگارم پیام آورده که هر چه بخواهی تحقق می یابد؛ چه می خواهی»؟

فاطمه(سلام الله علیها) پاسخ داد: «شَغَلَنی عَنْ مَسأَلته لَذَّة خِدْمَته، لا حاجَة لی غیر النَّظر اِلی وَجْهِهِ الْکَریم؛ لذتی که از خدمت حضرت حق می برم مرا از هر خواهشی بازداشته است؛ حاجتی جز این ندارم که پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم».[24]

چنین بینش روشن و شفافی موجب گردید در سخنی کوتاه، بلندای معرفت خویش را در باره اخلاص بیان کند که:

«مَنْ اَصْعَدَ اِلی اللّه خالِصَ عِبادَتِه اَهْبَطَ اللّه ُ عزَّ و جلّ اِلَیْهِ اَفْضَلَ مَصْلِحَتِه؛ لذتی که از خدمت حضرت حق می برم مرا از هر خواهشی بازداشته است؛ حاجتی جز این ندارم که پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم».[25]

و در گفته ای دیگر با اشاره ای به عبادات، «روزه را مایه تثبیت و فرود اخلاص در سرای دل» بیان می کند.[26]

حسین بن روح فرمود: فاطمه(سلام الله علیها) دارای دو ویژگی برجسته بود:

«نخست آنکه وارث رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بود و دیگر اینکه نسل پیامبر خاتم(صلی الله علیه  واله وسلم) از ذریه او است. خداوند متعال این صفات را به او ارزانی نداشت مگر به خاطر «اخلاص در نیت زهرای مرضیه(سلام الله علیها)».[27]

علل بیمارى و شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

با وجود سفارش آن حضرت(سلام الله علیها) به نهان داشتن شرایط جسمى و وضعیت روحى ‏اش پس از آن رویدادهاى تلخ، و با وجود رازدارى امیرمؤمنان(علیه السلام)، سرانجام خبر بیمارى بانوى بانوان در مدینه منتشر گردید و همگان از شرایط آن حضرت(سلام الله علیها) آگاه شدند. لازم به یادآورى است كه فاطمه(سلام الله علیها) از بیمارى سختى شكایت نداشت كه غیرقابل مداوا برسد، بلكه آنچه او را سخت رنج مى‏ داد و پیكرش را آب مى‏ كرد، امواج دردها و مصیبت ها و رنج هایى بود كه هر روز بر آن افزوده مى ‏شد و این فشارها بود كه بر رنج و بیمارى برخاسته از صدمات وارده در یورش به خانه‏اش، كمك مى ‏كرد تا بانوى سرفراز گیتى را به بستر شهادت بكشاند.

در كنار این ها فشار سوگ پدر و گریه بسیار بر آن حضرت نیز از عواملى بود كه باعث شدت بیمارى و زوال شادابى و طراوت از خورشید جهان‏ افروز وجود او مى ‏شد و باید ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه ‏ى برخى از مسلمان‏ نماها و نیز تحول ارتجاعى در سیستم سیاسى و دگرگونى كارها و تغییر اوضاع و شرایط به سود ارتجاع و جاهلیت را نیز از عواملى برشمرد كه فشار دردها و رنج ها را هر لحظه بیشتر مى ‏ساخت و خورشید وجود اندیشمندترین و آزاده‏ترین بانوى جهان هستى را به سوى افق مغرب پیش مى‏برد.

فاطمه در یورش غاصبین حکومت به خانه‏اش به گونه‏ اى میان در و دیوار فشرده شد كه علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمایه‏ اش، جنین وى نیز سقط گردید و تازیانه ‏هاى بیدادى كه بر پیكر مطهرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون‏آلود ساخت و آثار عمیقى در آن نازنین‏ بدن برجاى نهاد و نیز ضربات شدید دیگرى بر او وارد آمد كه جسم و جان و روح ملكوتى‏ اش را به شدت آزرد.

آرى همه‏ این امور و رویدادهاى دردناك دست به دست هم دادند و آن حضرت(سلام الله علیها) را به بستر بیمارى كشانده و از انجام كارهاى خویش بازداشتند.

حضرت امام حسن مجتبى(علیه‏السلام) در یك مجلس مناظره در حضور معاویه خطاب به مغیرة بن شعبه فرمود: « انت الذى ضربت فاطمة بنت رسول‏اللَّه(صلى اللَّه علیه و آله) حتى ادمیتها و القت ما فى بطنها...؛ تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اینكه او بچه‏ اش را سقط كرد...».[28]

حضرت امام صادق(علیه‏السلام) با تصریح بیشتر در مورد علت بیمارى و شهادت فاطمه(سلام الله علیها)  مى‏ فرمایند:

«و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السیف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شدیدا؛ سبب شهادت فاطمه این بود كه قنفذ (غلام خلیفه دوم) با غلاف شمشیر او را زده و بچه‏اش را كشت و مادرم از این جهت به بستر بیمارى افتاد».[29]

كیفیت وفات حضرت زهرا(سلام الله علیها)

  1. به ام‏سلمه فرمود: برایم آبى آماده كن تا بدان غسل كنم، ام‏سلمه آب را آورد، غسل كرد و جامه پاكى پوشید، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند، به طرف راستش رو به قبله خوابید و دست راستش را زیر صورتش گذاشت.[30]
  2. در روایت دیگرى آمده كه: حضرت به اسماء فرمود: آبى برایم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمود: جامه‏هاى جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمود: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، مى‏خواهم با پروردگارم مناجات كنم. قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسیار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (یا پروردگارم) رفتم.

اسماء لحظه‏ اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى ‏ترین كسى كه زنان حمل او را عهده ‏دار شدند، اى دختر بهترین كسى كه بر روى ریگ‏هاى زمین پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تیر كمان و یا كمتر نزدیك شد، اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنیا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ایشان را مى‏ بوسید گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان، آنگاه گریبان چاك زده و از خانه بیرون آمد، حسنین به او رسیده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده دیدند حضرت دراز كشیده حسین(علیه‏السلام) حضرت را تكان داد دید از دنیا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصیبت مادر پاداش دهد.

حسن(علیه السلام) خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى ‏بوسید و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسین جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏ بوسید و مى ‏گفت: اى مادر من پسرت حسینم، پیش از آنكه قلبم منفجر شود و بمیرم با من صحبت كن.

اسماء به آن ها گفت: اى فرزندان رسول خدا بروید نزد پدرتان على(علیه‏السلام) او را از مرگ مادرتان خبردار كنید، آن دو از منزل بیرون رفته و صدا مى‏ زدند: یا محمداه یا احمداه، امروز كه مادرمان از دنیا رفت رحلت تو تجدید شد، بعد به مسجد رفته و على(علیه‏السلام) را خبردار كردند حضرت با شنیدن خبر فوت فاطمه(علیهاالسلام) چنین گفت: «اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسلیت بگویم، من همیشه به وسیله تو دلدارى داده مى ‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد شد».

 


[1] . شيخ مفيد (ره) در حدائق الرياض، مصباح كفعمي (ره).

[2] . دلائل الامة طبري شيعي از امام صادق عليه السلام نقل كرده است.

[3] . مناقب ج 3، ص 133 و 133؛ بحار الانوار، ج43، ص16.

[4] . مناقب، ج 3، ص 133 و 133؛ بحار الانوار، ج43، ص16.

[5] . بحار الانوار، ج 6، بيت الاحزان محدث قمي (ره)، ص 5.

[6] . خطيب بغدادي در تاريخ خود ج 6 ص 221 و ابن حجر در صواعق ص 76، شبلنجي در نورالابصار ص 73 از ابن عسكر از ابن عباس: در كتاب خداي تعالي براي هيچ فردي، آنقدر كه در فضيلت علي عليه السلام نازل شده، آيه نازل نشده است.

[7] . مقتل خوارزمي، ج 1، ص 184؛ لهوف، ص 20.

[8] . مناقب ابن شهر آشوب، ج 3.

[9] . سوره مبارکه کوثر.

[10] . سوره مبارکه نور، آیات27 و 28.

[11] . سوره مبارکه بقره، آیه شریفه 77 و سوره مبارکه مریم، آیات شریفه 27 و 28.

[12] . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج72، ص401 و ج75، ص401؛ کتاب عوالم، ج11، ص628؛ المستدرک، ج2، ص375، ح3.

[13] . مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص26؛ کتاب عوالم، ج11، ص158؛ ریاحین الشریعه، ج1، ص193.

[14] . نهج الحیاة، ص239 تا 267.

[15] . تفسیر الامام العسکری، ص330؛ تفسیر البرهان، ج3، ص245؛ بحارالانوار، ج23، ص259.

[16] . امالی صدوق، ص475؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص340؛ اختصاص مفید، ص31.

[17] . کتاب عوالم، ج11، ص478 و 605؛ ریاحین الشریعه، ج2، ص40.

[18] . مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص323؛ حلیة الاولیاء ابونعیم اصفهانی، ج2، ص42.

[19] . منازل السائلین، ص31، (باب اخلاق)؛ تفسیر الکبیر، ج16، ص127، ج19، ص146 و ج23، ص318 و 319 و 320.

[20] . اربعین حدیث شیخ بهایی، ص159، ح37.

[21] . رک: اربعین حدیث امام خمینی(ره)، ح20، ص321 تا 333.

[22] . میزان الحکمه، ج3، (باب اخلاص)، نک: تفسیر کشف الاسرار، ج1، ص388 و 327 و ج 2، ص722 و ج 8، ص386 و ج 10، ص574.

[23] . چشمه در بستر، ص202؛ رک: تفسیر الکبیر فخر، ج11، ص42؛ ج26، ص239 و ج 32، ص45.

[24] . اربعین حدیث امام خمینی(ره)، ص333، نک: تفسیر الکشاف، ج2، ص751؛ تفسیر کشف الکرار؛ ج1، ص322 و 327؛ ریاحین الشریعه، ج1، ص105؛ نهج الحیاة، ص99، نک: تفسیر مجمع البیان، ج1، ص409 و ج 2، ص650.

[25] . عوالم، ج11، ص623؛ بحارالانوار، ج67، ص249 و ج 70، ص249 و ج 71، ص184.

[26] . رک: خطبه فاطمه زهرا(ع) در مسجدالنبی(ص)، رک: تفسیر المنیر، ج8، ص126 و ج 11، ص283 و ج 16، ص45 و ج 30، ص346.

[27] . همان، ص37، نک: تفسیر نمونه، ج9، ص377 و ج 12، ص578 و ج 25، ص354 و 356 و ج 27، ص214.

[28] . احتجاج طبرسى، ج 1، ص 414؛ بحارالانوار، ج 43، ص‏ص 197، ح 28؛ سفينة، ج 2، ص 339.

[29] . عوالم، ج 11، ص 504؛ بحار، ج 43، ص 170، ح 11.

[30] . بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» 77.