")
قدرت معنویت در برابر مادیات
توصیه های عمومی

جمعه 8 شهريور 1370 ـ دانشگاه تهران

اگر عميقا مطالعه كنيم، مى بينيم كه امور معنوى، تأثير بسيار فراوانى در زندگىِ انسان دارند. يك مثال روشنِ آن، كه ما با همه وجودمان آن را ديديم و احساس كرديم، همين انقلاب شكوهمند ايران بود.

در اين انقلاب و در جنگ تحميلى، رويدادهايى پيش آمد كه در آنها، ماديات در برابر معنويات ايستاد و با هم مقابله كردند و همه ما ديديم كه كاربردِ معنويات بسيار قوى تر بود. به همين دليل هم انقلاب صورت گرفت و به يك پيروزى شكوهمند دست يافت و سپس به خارج از ايران نيز صادر شد.

در جنگ تحميلى، همه دنيا با تمام قدرت عليه ايران به ميدان آمدند و در برابر ايران ايستادند و از دشمن ايران حمايت كردند؛ اما نتوانستند معنويت را شكست دهند.

همه ما اين حوادث را با تمام وجودمان لمس كرديم و چه انقلابى باشيم يا ضد انقلاب و چه از انقلاب خوشمان بيايد يا نيايد، اگر ذره اى انصاف داشته باشيم، با مرور حوادثِ يكى دو دهه اخير در ذهنمانْ بحران ها، مصيبت ها، مقاومت ها و شهادت ها، فداكارى ها، قناعت ها، زهدها، و از خود گذشتگى ها را به ياد مى آوريم و به ياد مى آوريم كه چگونه معنويت در برابر ماديت ايستاد، خود را نشان داد و بر آن غلبه كرد.

بنا بر اين، معلوم مى شود كه معنويت نيز در زندگىِ انسان كاربردِ فراوانى دارد. حد اقل، پنجاه تا شصت درصدِ زندگى انسان تحت تأثير امور معنوى است. امور معنوى چيزى نيست كه انسان بتواند آن را در زندگى به كلى كنار بگذارد و تمام همّت و فعاليت هاى خود را صَرفِ تقليد از امور مادّىِ غرب در امور اقتصادى و ساختنِ ماشين آلات و موشك و غيره بنمايد.

بعد از فروپاشى شوروى سابق، عده اى مى گويند: اين حادثه نشان داد كه در نبرد تكنولوژى با ايدئولوژى و عقيده و فكر و فلسفه، تكنولوژى پيروز است. همچنان كه آمريكا با تكنولوژى خود بر شوروى پيروز شد و اكنون جهان به صورت يك دنياى تك قطبى در آمده كه در رأس هرم قدرتِ آن، آمريكا قرار گرفته است.

در نتيجه، اين عده مى خواهند از فروپاشى شوروى سابق، اين نتيجه را بگيرند كه مكتب و ايدئولوژى و خلاصه امور معنوى در برابر امور مادى بسيار ضعيف و كم اهميت و كم تأثير است و انسان بايد همه همّتِ خود را صَرفِ پيشرفت در امور مادّى كند.

ما در سال هاى اخير، دو معجزه بسيار بزرگِ تاريخى را مشاهده كرديم كه شايد در هر هزار سال، تنها يك بار چنين معجزه هايى صورت بگيرد. معجزه اول، پيروزى انقلاب شكوهمند ايران و استقامت مردم ايران در جنگ تحميلى، در برابرِ دنيا بود.

معجزه دوم، از هم فروپاشىِ اردوگاه كمونيسم پس از هفتاد سال حكومت بود. چيزى از بيرون، اردوگاه كمونيسم را شكست نداد. اردوگاه كمونيسم از درون فرو پاشيد.

در شوروى سابق، جهان بينى معنوى حكومت نمى كرد؛ بلكه شوروى تابع يك جهان بينى و ايدئولوژى و عقيده مادّى بود. بنا بر اين، در شكستِ شوروى سابق، معنويتْ شكست نخورده است، بلكه جهان بينى مادّى شكست خورده است. ما در سال هاى اخير، اين مطالب را با چشم هاى خودمان ديديم.