")
فرهنگ اعتدال
توصیه های عمومی

جمعه 14 تير 1370 ـ دانشگاه تهران

امروز با كمال تأسف كم كم فرهنگ و روحيه ما در حال تغيير كردن است و ما داريم عوض مى شويم. به تازگى دو جوان حزب اللّهى از خانواده هاى حزب اللّهى براى ازدواج پيش من آمده بودند تا من خطبه عقدشان را بخوانم.

از آنها پرسيدم: مهريّه شما چقدر است؟ گفتند: پنجاه سكه بهار آزادى. گفتم: پنجاه سكه بهار آزادى؟! گفتند: بله. چهارده سكه به عشق چهارده معصوم، پنج سكه به عشق پنج تن آل عبا و ... همين طور حساب كرد تا بالاخره پنجاه سكه را درست كرد! من هم گفتم: حسابِ شما اشتباه شده است. چرا مهريّه را 124000 سكه به نام 124000 پيامبر نكرديد؟!

چرا چنين اشتباهاتى مرتكب مى شويم؟ اين كارها ترويجِ تجمل پرستى است. حساب هايى هم كه براى درست كردنِ اين مهريه ها از خودمان درست مى كنيم، فقط بهانه تراشى است. اگر همين طور پيش برود، كم كم حسابمان از 50 به 75 و 150 مى رسد. يك توجيهى هم براى آن پيدا خواهيم كرد. بعد كه جا افتاد، جزو عرف و فرهنگِ ما مى شود و آن بهانه هاى اوليّه اش را هم رها مى كنيم.

مبادا پس از افراط هايى كه در گذشته صورت گرفت، امروز بخواهيم در دام تفريط بلغزيم. در گذشته آمديم از روى افراط حتى نام مغازه هاى كله پاچه فروشى را هم تغيير داديم و مثلاً به كله پاچه فروشىِ بوعلى سينا تبديل كرديم! امروز آمده ايم با تفريط و كوتاهى باز هم همان نام هاى اروپايى را با حروف لاتين بر روى مغازه هايمان مى نويسيم. آن افراط ها غلط بود. اما مگر خداوند راه معتدلى را خلق نكرده است كه امروز باز داريم مرتكب تفريط مى شويم؟! مگر انسان نمى تواند با اعتدال فكر كند و عمل نمايد و با موازين عقلى و خرد گرايى به فرهنگ خودش و اسلام عمل كند، كه همواره يا مشغول افراط است و يا تفريط؟!