")
مسئوليت‏هاى انقلابى
توصیه های عمومی

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى‏ سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ.

خداوند سبحان مى‏فرمايد:

«وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ايْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعاً انَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ»[1]

[هر كسى را جانبى است كه بدان روى مى‏آوَرَد.

پس از درِ نيكى كردن، بر يكديگر سبقت گيريد.

هر جا كه باشيد، خدا شما را حاضر مى‏آوَرَد كه او بر هر كارى توانا است.][2]

دين اسلام از سه بخش تركيب شده است.

بخش اول، بخشِ باورها و شناخت‏ها است؛ مانند شناخت خداوند، جهان، معاد، جهان پس از مرگ، نبوت عامّه و خاصّه و ارتباط انسان با خداوند و عالَم هستى.

اين بخش باورها و شناخت‏ها، بخش اعتقادات نيز ناميده مى‏شود. اصول دين در همين بخش است. اين بخش، مربوط به مغز و فكر و عقلِ انسان است.

دومين بخش اسلام، بخش انسان‏شناسى و اخلاق اسلامى است. دراين بخش درباره سعادت، شقاوت، خير، شر، عوامل هلاك و نجات، فضايل، رذايل، تربيت انسان، سقوط انسان و كمال انسانْ بحث مى‏شود. محور مباحث اين بخش، روح و درونِ انسان است.

سومين بخش، احكام و تكاليف است.

وسيع‏ترين و گسترده‏ترين بخش اسلام، همين بخش است. اين بخش، بخش اجرايى و عملىِ اسلام است. اگر معارف اسلامى را به يك پيكره تشبيه كنيم، بخش اول كه بخش باورها و شناخت‏ها است، به منزله مغزِ اين پيكره و بخشِ انسان‏شناسى و اخلاق به منزله قلب و دل و بخشِ مسئوليت‏ها به منزله بدنه اين پيكره است.

بخش مسئوليت‏ها بسيار مهم است.

دانش فقه با همه گستردگى‏اش، به اين بخش مربوط مى‏شود. مباحث اين بخش، به دو دسته تقسيم مى‏شوند: يكى، مباحث مربوط به احساس مسئوليت و ديگرى، مباحث مربوط به‏ تشخيص مسئوليت.

بحث مربوط به احساس مسئوليت اين است: كه آيا انسان يك موجود مسئول هست يا نيست؟ من به كسى بر نخوردم و كسى را نديدم كه در مرحله اعتقاد و انديشه، بگويد:

انسان موجود مسئول نيست. همه مكتب‏ها و انسان‏ها، حتى مادّى‏ها، معتقدند كه انسان موجودى مسئول است.

البته مادّى‏ها همان طور كه به سبك و مفهوم خاصى از اخلاق اعتقاد دارند، در مورد مسئوليت نيز به مفهوم ويژه‏اى از آن اعتقاد دارند. البته همان طور كه گفتم، اين از نظر فكر و اعتقاد است كه همه معتقدند كه انسان موجودى مسئول است.

اما از نظر عملى، متأسفانه افراد زيادى هستند كه مسئول بودنِ انسان را قبول ندارند.

همه افرادِ بى تفاوت، افراد بى درد، افراد بى احساس و همه آنهايى كه وقتى از كنار مسائلِ مهم و غير مهمْ رد مى‏شوند، مى‏گويند:

به من چه؟ چه ربطى به من دارد؟ در اينجا وظيفه‏اى ندارم. من كارى به اين كارها ندارم، مگر بيكارى؟! برو به دنبال كارِ خودت، من اگر زندگىِ خودم را اداره كنم، كافى است. كسانى كه منطق آنها اين گونه است، افرادى هستند كه هيچ گونه مسئوليتى را نمى‏پذيرند.

البته اين فكر، ضد عقل، ضد وجدان انسانى، ضد دين و ضد مكتب‏هاى فكرى است. همه مكتب‏هاى فكرى، انسان را يك موجود مسئول مى‏دانند و مى‏گويند: از هنگامى كه دستگاه تعقل انسانْ شكوفا مى‏شود و خود را مى‏شناسد، مسئوليتِ او از آن روز شروع مى‏شود.

همه مكتب‏هاى فكرى مى‏گويند: هنگامى كه انسان زنده است و نفس مى‏كشد، مسئوليتِ او باقى است. هنگامى مسئوليت انسان تمام مى‏شود كه انسان بميرد و از اين دنيا برود.

راه انبيا و صلحا و انسان‏هاى كامل هم همين است.

پس انسان، موجودى مسئول است.

در بحث تشخيص مسئوليت‏ها، مباحث مختلفى مطرح مى‏شود؛ مانند اينكه:

مسئوليت‏هاى انسان از كجا ريشه و سرچشمه مى‏گيرد؟ انواع مسئوليت‏هاى انسان چيست؟

بعضى از مسئوليت‏هاى انسان، از عقل، فطرت و وجدان‏ انسان سرچشمه مى‏گيرد و مى‏جوشد. هيچ بيان ديگرى براى اثباتِ اين گونه مسئوليت‏ها لازم نيست. حتى اگر در مورد متون دينى و در كتاب و سنت هم در اين باره بيانى وارد شده باشد، گفته مى‏شود كه اين بيان، براى ارشاد به حكم عقل و وجدان است.

مى‏گويند: اين گونه بيان‏ها، جنبه مولويّت ندارد؛ ارشادى است. پاره‏اى از مسئوليت‏ها اين طور است؛ اما قسمت مهمّ مسئوليت‏ها كه در كتاب و سنت هم وارد شده‏اند، اين طور نيستند و از كتاب و سنت ريشه گرفته‏اند.

موضوع مسئوليت‏هاى مختلف با يكديگر تفاوت دارد. موضوع برخى مسئوليت‏ها، انسان است. اين گونه مسئوليت‏ها، مسئوليت‏ها و وظايفِ انسانى ناميده مى‏شوند. هر موجودى كه انسان ناميده مى‏شود، اين مسئوليت‏ها شامل حالِ او مى‏شود.

موضوع برخى مسئوليت‏هاى ديگر، مسلمان بودن است. اين گونه مسئوليت‏ها، مسئوليت‏هاى اسلامى ناميده مى‏شود. موضوع برخى از مسئوليت‏هاى ديگر، ايمان و مؤمن بودن است. اين گونه مسئوليت‏ها نيز مسئوليت‏هاى ايمانى ناميده مى‏شود.

به همين ترتيب، برخى مسئوليت‏ها، مسئوليت‏هاى انقلابى هستند. همچنان كه ديديد، موضوع انواع مختلف مسئوليت با يكديگر تفاوت دارد.

 

[1]( 1)- سوره بقره( 2)، آيه 148.

[2]موسوى اردبيلى، عبدالكريم، همپاى ‏انقلاب، 1جلد، دانشگاه مفيد - قم، چاپ: اول، 1385ش.

جمعه 18 شهريور 1367- دانشگاه تهران