")
بعثت
مناسبت های مذهبی

قرآن شريف مى ‏فرمايد:

«هُوَ الّذى‏ ارْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ ...»[1]

[اوست آن خدايى كه پيامبرِ خود را همراه با هدايت و دينِ راستين بفرستاد تا او را بر همه اديان پيروز گردانَد ...]

اين آيه در قرآن شريف سه بار در سوره‏ هاى توبه و فتح و صف، بيان شده است.

همچنين خداوند سبحان در آيات ديگرِ قرآن شريف مى ‏فرمايد:

«كَما ارْسَلْنا فيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا ...»[2]

[همچنان كه پيامبرى از خودِ شما را بر شما فرستاديم تا آياتِ ما را برايتان بخوانَد ...]

«انَّا ارْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً ...»[3]

[ما تو را به حق به رسالت فرستاديم تا مژده دهى و بيم دهى ...]

«وَ بِالْحَقِّ انْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ ...»[4]

[قرآن را به حق نازل كرديم و به حق فرود آمد ...]

«وَ مَا ارْسَلْناكَ الَّا مُبَشِّراً وَ نَذيراً»[5]

[ما تو را نفرستاديم مگر براى آن كه مژده دهى و بترسانى.]

«وَ ما ارْسَلْناكَ الَّا رَحْمَةً لِلْعالَمينَ»[6]

[و نفرستاديم تو را، جز آن كه مى‏ خواستيم به‏ مردمِ جهان رحمتى ارزانى داريم.]

«يا ايُّهَا النَّبِىُّ انَّا ارْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً وَ داعِياً الَى اللَّهِ بِاذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً»[7]

[اى پيامبر! ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده دهنده و بيم دهنده باشى و مردم را به فرمانِ خدابه سوى او بخوانى و چراغى تابناك باشى.]

«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ ...»[8]

[اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون خدا و پيامبرش شما را به چيزى فرا خوانند كه زندگى ‏تان مى ‏بخشد، دعوتشان را اجابت كنيد ...]

«ما عَلَى الرَّسُولِ الَّا الْبَلاغُ ...»[9]

[بر پيامبر جز رسانيدنِ پيام، وظيفه ‏اى نيست ...]

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولًا مِنْ انْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ انْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى‏ ضَلالٍ مُبينٍ»[10]

[خدا بر مؤمنان انعام فرمود آنگاه كه از خودشان به ميانِ خودشان پيامبرى مبعوث كرد تا آياتش را بر آنها بخواند و پاكشان سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد هر چند پيش از آن در گمراهىِ آشكارى بودند.]

«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى‏ كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدُوا اللَّهَ ...»[11]

[به ميانِ هر ملتى، پيامبرى مبعوث كرديم كه خدا را بپرستند ...]

بسيارى از آيات قرآن شريفْ بيانگرِ اهداف بعثتِ پيامبر گرامىِ اسلام هستند.

برخى از آيات قرآن شريف نيز هدف بعثتِ همه انبيا را بيان مى ‏كنند. در مجموع، خداوند حدود پانزده هدف براى بعثت پيامبر گرامى اسلام بيان فرموده است. من دوازده آيه از آيات قرآن شريف در باره هدفِ بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را انتخاب كردم و براى شما تلاوت نمودم.

بر اساس آيات قرآن شريف كه برايتان تلاوت كردم، هدف‏هاى بعثتِ پيامبر گرامى اسلام عبارتند از:

اولين هدف از بعثت، هدايت و راهنمايىِ مردم بوده است.

هدف دوم بعثت، اظهار دين حق، در ميان اديان و مذاهبِ گوناگون است، تا دين براى مردم آشكار شود.

سومين هدفِ بعثت، تلاوت آيات خداوند بوده است؛ يعنى اينكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آيات پروردگار را از مبدأ وحى بگيرد و براى مردم بخواند.

چهارمين هدف بعثت، اين بوده كه پيامبر صلى الله عليه و آله مردم را به رحمت‏ها و نعمت‏ها و لطف‏هاى پنهان و آشكارِ خداوند، بشارت دهد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله «رَحْمَةً لِلْعالَمين‏[12]» بوده است؛ يعنى خود ايشان جلوه رحمتِ خداوند بر مردم بوده است.

خداوند لطف‏ها و رحمت‏هاى فراوانى به مردم نموده است. باران، رحمت است. امنيت، سلامتى، توفيق و بركت، همگى رحمتِ خداوند هستند. بعثت شخصِ پيامبر صلى الله عليه و آله نيز از رحمت‏هاى خداوند است.

پنجمين هدف بعثت، آن بوده كه پيامبر صلى الله عليه و آله، مردم را از غضب و قهر و عذاب خداوند و آتش جهنم بترساند.

ششمين هدف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله، آن بوده‏ كه ايشان بشر را به سوى سعادت و حياتِ جاويدان و كمال مطلوبِ انسانى دعوت فرمايد.

هفتمين هدف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله، آن بوده كه ايشان رسالت‏هاى الهى را آشكارا به مردم اعلام نمايد.

هشتمين هدف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله، تهذيب نفس و روح و هدايتِ اخلاقى و فكرىِ انسان‏ها بوده است، تا انسان‏ها از آلودگى ‏ها، انحرافات، ريشه‏ هاى گناهان، هوسرانى ‏ها، وسوسه‏ هاى شيطانى و طغيان غريزه‏ ها ايمن شوند.

نهمين هدف بعثت پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، آموزش آيه‏ هاى قرآن شريف و حكمت به مردم است.

دهمين هدف بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، دعوت مردم به عبادتِ خداوند و انجامِ تكاليف الهى است. پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است تا مردم را به خواندن نماز، روزه گرفتن، رفتن به حج، خواندنِ قرآن و انجام ساير واجبات الهى و انجام مستحباتْ دعوت نمايد.

خلاصه آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است تا راه عبادت و پرستشِ خداوند را به مردم ياد دهد و مردم را به عبادتِ خداوند دعوت كند.

يازدهمين هدف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله، آن بوده كه ايشان همه ابعاد تقوا مانند تقواى زبانى، فكرى، روحى، سياسى، اقتصادى و ... را به مردم ياد دهد و مردم را به رعايتِ تقوا دعوت كند.

دوازدهمين هدف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله دعوتِ مردم به ايمان يافتن و باور كردنِ خداوند و نبوت و امامت و معاد و پيامدهاى آنها است.

سيزدهمين هدف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله، كامل نمودنِ حجت بر انسان‏ها بوده است، تا همه مردم آشكارا حق و باطل را بشناسند و هر كدام كه هلاكت را برگزيدند، در روز قيامت نتوانند عدم شناخت را بهانه كنند.

به تعبير قرآن شريف:

«لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَىَّ عَنْ بَيِّنَةٍ»[13]

[تا هر كه هلاك مى‏ شود به دليلى هلاك شود و هر كه زنده مى‏ مانَد به دليلى زنده مانَد.]

چهاردهمين هدف از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله، ارائه يك الگوى عملى براى مردم بوده است.

قرآن شريف در اين باره مى‏ فرمايد:

«... انَّا ارْسَلْناكَ شاهِداً ...»[14]

[... ما تو را فرستاديم تا شاهد و ... باشى.]

شهيد و شاهد به معناى حاضر و گواه هستند. اين دو كلمه، معانى ديگرى هم دارند. يكى از معانى آنها، «الگو» است.

پانزدهمين هدف از بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، رهبرى و راهنمايىِ مردم به سوى خدا است.

اينها برخى از اهداف پيامبر گرامى اسلام هستند. خداوند براى تأمين اين اهداف، در روز مبعث، در بيست و هفتم ماه رجب در كوه حرا، پيامبر اسلام را به پيامبرى برگزيد.

البته اهداف بعثت، تنها منحصر در اين اهداف نيست. اينها اهدافى هستند كه من از آياتِ قرآن برداشت نموده‏ ام.

اكنون جملاتى از سخنان امير المؤمنين عليه السلام درباره مبعث را برايتان عرض مى‏ كنم.

ايشان درباره شرايط اجتماعى در زمان بعثتِ نبى اكرم صلى الله عليه و آله فرموده‏ اند:

«بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فى‏ حَيْرَةٍ وَ خابِطُونَ فى‏ فِتْنَةٍ قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الاهْواءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْكِبْرِياءُ ... فَبالَغَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِى النَّصيحَةِ وَ مَضى‏ عَلَى الطَّريقَةِ ...»[15]

[او را برانگيخت، در حالى كه مردم سرگردان بودند، و بيراهه فتنه را مى‏ پيمودند. هوا و هوسشان سرگشته ساخته، بزرگى خواهى‏ شان به فرودستى انداخته ... او كه درود خدا بر وى باد، خيرخواهى را به نهايت رساند، به راه راست رفت ...]

حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در شرايطى به پيامبرى مبعوث شد كه مردم از نظرِ فكرى و عملى، گمراه و سرگردان بودند. مردم، فتنه‏ انگيز شده بودند. خودپسندى پاهاى مردم را لرزانده بود. نظام جاهلى، آنها را سَبُك كرده بود. پيامبر صلى الله عليه و آله در چنين شرايطى مبعوث شد و براى نصيحتِ مردم، تلاشِ فراوان كرد.

حضرت على عليه السلام در سخنرانىِ ديگرى، فرموده‏ اند:

«ارْسَلَهُ عَلى‏ حينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الامَمِ وَ اعْتِزامٍ مِنَ الْفِتَنِ وَ انْتِشارٍ مِنَ الامُورِ وَ تَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ وَ الدُّنْيا كاسِفَةُ النُّورِ ظاهِرَةُ الْغُرُورِ ... وَ شِعارُهَا الْخَوْفُ وَ دِثَارُهَا السَّيْفُ فَاعْتَبِرُوا عِبادَ اللَّهِ.»[16]

[او را هنگامى فرستاد كه: پيامبران نبودند و مردمان در خوابى دراز مى‏ غنودند. اسبِ فتنه در جولان، كارها پريشان، آتشِ جنگ‏ها فروزان، جهانْ تيره، فريبِ دنيا بر همه چيره ... درونش بيم، برونش تيغِ مرگبار، پس بندگان خدا! عبرت گيريد.]

حضرت على عليه السلام مى‏ فرمايد: خداوند حضرت نبى اكرم صلى الله عليه و آله را در هنگامى مبعوث فرمود كه مدت‏ها بود درِ وحى بسته شده بود و مردم از رحمتِ مبعوث شدنِ پيامبران و نزولِ كتاب‏هاى آسمانى محروم مانده بودند.

در آن هنگام مردم در خوابِ گران فرو رفته بودند و دنيا كران تا كران، در تاريكى و فريبْ فرو رفته بود.

آبِ زندگى تلخ گشته و ميوه آن، نااميدى بود. چراغِ زندگى خاموش شده بود و نشانه‏ هاى پَستى در همه جا به چشم مى‏ خورْد.

مردم غذاهاى ناپاك مى‏ خوردند و لباسِ ترس مى‏ پوشيدند و هميشه از ترسْ بر شمشيرِ خود تكيه مى‏ نمودند.

سپس امير المؤمنين عليه السلام مى‏ فرمايد:

«وَ خَلَّفَ فينا رايَةَ الْحَقِّ، مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها زَهَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ.»[17]

[حق را در ميانِ ما بر جاى نهاد. كسى كه از آن پيش افتاد، از دين برون است و آن كه پس ماند، تباه و سرنگون است و آن كه‏ همراهش باشد، با رستگارى مقرون.]

مردم! اگر مى‏ خواهيد گمراه و هلاك نشويد، به دنبالِ پرچم حق كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله برافراشته، به پيش برويد و هرگز از آن جدا نشويد.

اكنون اشاره كوتاهى به دستاوردهاى بعثتِ پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‏ نماييم. برخى از اين دستاوردها عبارت‏اند از:

پيامبر صلى الله عليه و آله دين اسلام را از طرفِ خداوند براى مردم به ارمغان آورد. اسلام دينى بسيار ارزشمند و گران قدر است؛ زيرا خداوند درباره آن فرموده است: اسلام يك دين و يك نعمتِ كامل است و اين شريعت تا روز قيامتْ پا بر جا است و من جز اين دين، هيچ دينِ ديگرى را نمى پذيرم.

پيامبر صلى الله عليه و آله در طول دورانِ بيست و سه ساله رسالتِ خود، درخت اسلام را در جامعه بشرى كاشت. پيامبر صلى الله عليه و آله در آخرين دمِ حيات و هنگام رحلت خود به امير المؤمنين فرمود:

«يا عَلِىُّ اوصيكَ فى‏ نَفْسِكَ بِخِصالٍ ... الْخامِسَهُ بَذْلُ مالِكَ وَ دَمِكَ دُونَ دينِكَ.»[18]

[اى على! تو را به پنج خصلت سفارش مى‏ كنم ... پنجم اين كه مال و خونِ خود را فداى دينت كنى.]

يعنى اى على! اين درختى را كه من كاشتم، حفاظت و آبيارى مى‏ خواهد. من تو را باغبانِ اين درخت قرار دادم. اگر لازم شد كه براى نگهدارىِ اين درخت، از مال و جانت بگذرى، مال و جانت را فداى اسلام كُن و اين دين را همچنان كه من كاشتم، سالم به دستِ آيندگان برسان.

دين اسلام را خداوند فرو فرستاده است.  پيامبر صلى الله عليه و آله، درخت اسلام را در جامعه بشرى كاشت. على عليه السلام، اين درخت را آبيارى كرد و ائمه معصومين عليهم السلام نيز از آن پاسدارى كرده‏ اند.

مى‏ گويند «الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ يُبْلِيانِ كُلَّ جَديدٍ»؛ يعنى آفتاب و ماه، هر چيزِ نوى را كهنه مى‏ كنند. اما دين اسلام يك استثنا است.

تاكنون 1400 سال از ظهور اسلام گذشته است. اين دين، آفتاب‏ها، ماه‏ها، گذشتِ قرن‏ها، حكومت‏ها، سياست‏ها، برخوردهاى فرهنگى، تحولات و انقلاب‏هاى فراوانى به خود ديده است؛ اما اسلام پس از گذشتِ 1400 سال، هنوز زنده است، رشد مى‏ كند، حرف مى‏ زند، راه مى‏ رود، جلوه و جذابيت دارد و دنيا را به سوى خودش جذب مى‏ كند. اسلام دينى جوان، نيرومند، زنده و متحرك است.[19]

 

 

 

[1] ( 1)- سوره صف( 61)، آيه 9.

[2] ( 2)- سوره بقره( 2)، آيه 151.

[3] ( 3)- سوره فاطر( 35)، آيه 24.

[4] ( 4)- سوره اسراء( 17)، آيه 105.

[5] ( 5)- سوره فرقان( 25)، آيه 56.

[6] ( 6)- سوره انبياء( 21)، آيه 107.

[7] ( 1)- سوره احزاب( 33)، آيه 45- 46.

[8] ( 2)- سوره انفال( 8)، آيه 24.

[9] ( 3)- سوره مائده( 5)، آيه 99.

[10] ( 4)- سوره آل عمران( 3)، آيه 164.

[11] ( 5)- سوره نحل( 16)، آيه 36.

[12] ( 6)-/ سوره انبياء( 21)، آيه 107.

[13] ( 1)- سوره انفال( 8)، آيه 42.

[14] ( 2)- سوره احزاب( 33)، آيه 45.

[15] ( 3)- ر. ك: نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، انتشارات علمى و فرهنگى، خطبه 95، ص 88.

[16] ( 1)- همان، خطبه 89، ص 72.

[17] ( 2)- همان، خطبه 100، ص 92.

[18] ( 1)- ر. ك: شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 15، باب 4، ص 181.

[19] موسوى اردبيلى، عبدالكريم، همپاى‏ انقلاب، 1جلد، دانشگاه مفيد - قم، چاپ: اول، 1385ش.