")
نگاهی به شخصیت شهید مطهری
توصیه های عمومی

اين هفته، مصادف با سالگرد شهادت استاد شهيد حضرت آيت الله مطهرى است.

مطهرى شخصيّتى فراموش نشدنى است كه ما هنوز در عزاى او به سوگ نشسته ايم.

مرحوم شهيد مطهرى، شخصيّتى متعبّد، متعهد به احكام و رهنمودهاى دين، متعصب در دين، پرهيزكار و داراى انديشه هاى عميق و فكرى برجسته بود.

مطهرى، انسانى روشن ضمير و داراى روحى پاك و شفاف و سرشار از عواطفِ انسانى بود. مطهرى، بسيار كوشا، فعال و متحرك بود. كانونِ نورى بود كه جهان را به وسيله گفتار و نوشتارش، روشن و نورانى مى ساخت. مطهرى، خدمتگزار و عاشق انقلاب بود.

من در باره شهيد مطهرى، شعرى را كه  مرحوم سيد مرتضى در عزاى سيد رضى، گفته است، عرض مى كنم.

لِلَّهِ عمْرُكَ مِنْ قَصيرٍ طاهِرٍ

 

يا رُبَّ عُمْرٍ طالَ بِالأَدْناسِ

     

من اين بزرگوار را از سال 1322 ه. ش. يعنى نزديك به 43 يا 44 سال پيش، از نزديك مى شناسم. نمى دانم كه نماز شب ايشان گاه گاهى تعطيل شده است يا خير؟

اما مى دانم كه ايشان دائم التهجد بود.

بعد از شهادت ايشان، يكى از نزديكانش نقل كرد كه ايشان دو سه شب قبل از شهادتش، از خواب بيدار شد و با صداى بلند شروع به راه رفتن در اتاق نمود.

از صداى راه رفتن ايشان، من از خواب بيدار شدم و به ايشان گفتم: هنوز زود است و وقتِ نماز نشده است. ايشان گفت: من الان در خواب، رسول الله صلى الله عليه و آله را ديدم. در خواب ديدم كه در خدمتِ حضرت امام، در مسجد الحرام هستم. درِ كعبه باز شد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از كعبه خارج شد و به طرفِ من آمد.

من خجالت كشيدم، مقدارى كنار رفتم و عرض كردم: يا رسول الله! ايشان حضرت امام فرزند شما است. حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف امام نگاه كرد و با ايشان احوال پرسى كرد.

بعد به طرف من آمد و با دو دست مرا به سينه خود فشار داد و لب هاى خود را روى لب هاى من گذاشت.[1]

آن وقت آقاى مطهرى به آن فاميل خود گفته بود به لب هايم دست بزن! من هنوز حرارتِ لب هاى پيامبر صلى الله عليه و آله را روى لب هايم حس مى كنم. عاشَ سَعيداً وَ ماتَ سَعيداً، رحمة اللّه عليه.[2]

 


[1] موسوى اردبيلى، عبدالكريم، همپاى‏ انقلاب، 1جلد، دانشگاه مفيد - قم، چاپ: اول، 1385ش.

[2] ( 1)- سعادتمند زندگى كرد و سعادتمند از دنيا رفت. درود خداوند بر او باد!