")
متن کامل سخنرانی آقای دکتر دادگر، در مراسم بزرگداشت سالروز ارتحال آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (رحمة الله علیه) در کانون توحید تهران
1396/09/09
آن مقداری که من خدمت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی بودم در هر زمینه‌ای می‌شود از بزرگواری ایشان، می‌شود از آثار ایشان، تدبیر ایشان، عمل ایشان، اندیشه ایشان پیام‌گیری کرد.

جناب آقای دکتر دادگر عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با عنوان نمونه سرمایه انسانی کم نظیر از عالمان دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن سلام و عرض سلام ویژه به حضار گرامی و به ویژه بیت شریف آیت الله موسوی اردبیلی، آقای دکتر موسوی ریاست محترم، آقای دکتر یوسفی دبیر گرامی، حاج علی آقای موسوی اردبیلی، و همة اعضای دانشگاه مفید و علاقمندان این بزرگوار که این مراسم را برگزار کردند. حق این بزرگوار بسیار زیاد هست حالا آن مقداری که من خدمتشان بودم در هر زمینه‌ای می‌شود از بزرگواری ایشان، می‌شود از آثار ایشان، تدبیر ایشان، عمل ایشان، اندیشة ایشان پیام‌گیری کرد.

من یه مقدمة کوتاه می‌گویم چگونه سعادتی شد خدمت ایشان رسیدیم و بعد چند تا محور اندیشه‌ای و کارکردی ایشان و بعد هم پیام تکمیلی به مقداری که زمان باشد.

استفاده از بزرگواری ایشان در واقع زمینه‌اش از سال 1368، 28 سال قبل که اولین بحث‌های تأسیس دانشگاه مفید بود من سعادتی داشتم خدمت ایشان رسیدم، اقتصاد هم اولین گروهی بود که ایشان حساس بود شکل بگیرد و خود این هم مسأله است واقعا. من آنجا خدمتشان بودم هم گروه را اداره می‌کردیم و هم برای تثبیت بیشتر دانشگاه. چون از آغاز بسیار ساده بود یعنی شاید یک کارمند دفتری ما داشتیم یک راننده داشتیم خود حاج آقا مدیریت می‌فرمود، آقای فاضل امور مالی اداری را اداره می‌کردند و من هم امور آموزشی و پژوهشی و اولین گروه در واقع علمی و اولین فضلا را ایشان به عنوان دانشجو دعوت کردند و خود این یک پدیدة ویژه‌ای بود که با چه اهدافی و با چه نیتی این بزرگوار شروع کردند. البته دفتر اولیه، این دانشگاه فعلی نبود. صفائیة قم یک مکان ساده‌تری بود که عرض کردم اولین گروه، دانشجویان فضلای درس خارج که الان همین‌ها منشأ بسیاری از خیرات هستند که نمونه‌های دانشجویانشان همین آقای دکتر یوسفی و اساتید دیگر دانشگاه مفید هستند و بسیار منشأ خیرات بزرگی خود این دانشجویان که الان خودشان هیئت علمی هستند. امروز بیشتر اشاره کردند که از منظر اقتصادی عظمت این بزرگوار را مطرح کنیم، معمولا ارزیابی سازمان‌ها و تشکیلات یا انسانها به این صورت است که این سازمان و تشکیلات محصولشان چیست. این بزرگوار دقیقا هر جا می‌رویم یک بهره‌ای تثبیت کرده‌اند. خود دانشگاه مفید، مدارس مفید، خود همین کانون توحید و هزاران موارد دیگری که شاید من اطلاع ندارم. کارآفرینی یک پدیده‌ای است که معمولا با یک ایده شروع می‌شود. البته اگر عالم دینی کارآفرینی بکند چند برابر معنی‌دارتر است. در اقتصاد معمولا می‌گویند شومپیتر یکی از عظمت‌هایش این است که ایدة کارآفرینی را مطرح کرده، شما یک ایده‌ای یک جرقه‌ای یک تلنگری بزنید که یک حرکتی صورت بگیرد و ایشان با برگزاری و ایجاد دانشگاه و به ویژه از اقتصاد که بعداً رشته‌های دیگر هم شروع شد، ایشان یک اندیشه و یک ایدة جدیدی را آوردند و این میان علمای دینی کم نظیر است، ضمن اینکه وجود دارد. مجهز ساختن طلاب به علوم جدید و به طور خاص اقتصاد. اقتصاد حالا اقتضای موضوع هست نه اینکه برتری رشته، معروف است به ملکة علوم اجتماعی. یک علم قَدَر یک علم فنی یک علم اجتماعی که قدرت تحلیل بالایی دارد و اینکه این بزرگوار به این فکر افتاد خودش یک نکته است. بخش‌های زیادی از اندیشة ایشان ممکن است مستقیم اقتصادی نباشد ولی تأثیر اقتصادی دارد پیوند اقتصادی دارد یک پیامی که در اقتصاد در آغاز از زمان سقراط اولین بحث‌های اقتصاد که مطرح شده تاکنون معمولا می‌گویند مدیریت شایسته‌ترین‌ها در امور مختلف. حالا مثلاً ایشان مدیریت یک مجتمع عظیم مثل دانشگاه و موارد دیگر ...

یعنی این صلاحیت‌ها و پیوند اندیشه و عمل این بزرگوار با این مسائل. شایسته‌ترین شخصیت برای شکل‌دهی موسسه آموزش عالی در سطح خاص. در بهترین زمان از قوة قضائیه که کنار آمدند در بهترین جا در کنار حوزه، دانشگاهی ایجاد بکند و بهترین شخصیت، بهترین زمان، بهترین مکان. ویژگی‌های خاص این بزرگوار.

پیام دیگر نظارت به جای دخالت در امور. حالا از اون آغاز که بعد یک دانشگاه عظیم شد از آن اوایل، فقط یک نظارتی می‌فرمودند حتی جالب است اصلا دانشگاه هم تشریف نمی‌آوردند در منزل گاهی سر می‌زدند صبح‌ها برای پیاده‌روی ولی نظارتشان خیلی جدی بود. نظارت هم تو اقتصاد حداقل خیلی از اساتید و دوستان ما در جلسه هستند 30 درصد از بهره‌وری مربوط به نظارت کارآمد است نه دخالت در امور و سازگاری روحیة ایشان با همچین مواردی هم بود به ویژه در بحث دانشگاه. امور را خدمتشان اونجا گزارشی می‌دادیم و جلسات با علما و مقامات هم بود.

اما اولویت به دانشگاه به طور جدی می‌داد. هر زمان مشکلی بود می‌خواستیم خدمتشان برسانیم  اگر حتی مهمان داشتند یا به هر شکل دیگری، می‌فرمودند می‌رفتیم.

عرض کردم در واقع آن اوایلی بود که کار خیلی نبود، ولی بعداً که دوستان دیگری آمدند دانشگاه عظمت دیگری پیدا کرد. در آن آغاز را من عرض می‌کنم.

یک مطلبی در اقتصاد داریم در واقع اینکه شما کالای عمومی تولید کنید، مثل دانشگاه. دانشگاه از نظر اقتصادی می‌تواند کالای عمومی باشد.

ایشان یک کالای عمومی تولید کردند. این کالای عمومی را بخش خصوصی تولید نمی‌کند یا دولت ایجاد می‌کند یا دولت سوبسیت وسیع می‌دهد به بخش خصوصی که انجام بدهد. در جاهای دیگر اگر دانشگاه هم هست کمک‌های وسیعی می‌شود که دانشگاه برای اینکه هزینه‌اش سنگین است و منافعش در واقع به شخص خیلی نمی‌رسد و بهره‌وری جامعه و اجتماعی دارد به خصوص کاری که ایشان کرده بود کار ویژه‌ای بود که در واقع واقعا مدام هزینه می‌کرد که بتواند یک بهره‌وری بدهد و عزیزانی که الان تربیت شدند و آینده دارند و الان دارند تربیت می‌شوند و الان به عنوان یک دانشگاه تراز اول واقعا باید روی آن حساب کرد.

نگاه سرمایه‌داری و نگاه هزینه‌ای هم در اقتصاد مهم است. این بزرگوار نگاه سرمایه‌گذاری می‌کرد به این دانشگاه. که در واقع بلند مدت دنبال منافعی بود. کوتاه مدت از این موارد چیزی گیر نمی‌آید. اگر نگاه هزینه‌ای بکنید ممکن است همان اول کنار بگذارید. یک نکتة دیگری هم که هست کالای پیامدی باز در اقتصاد می‌گویند یعنی اینکه در واقع منافعش غیر از تولید کننده و خریدار به شخص ثالث می‌رسد. بعضی از دانشگاه‌ها را ما داریم که پارچه ساپورت می‌کنند که عزیزان می‌دانند، خب پارچه منافعش به پارچه فروش و خریدار پارچه می‌رسد ولی دانشگاه منافعش غیر از بنیانگذارش و دانشجوهایش به خیلی از کسان دیگر مي‌رسد. پیامد مثبت. خود همین دانشگاه مفید از نظر اقتصادی اجتماعی فرهنگی به خیلی‌ها خیر رساند. به همان زمین‌های قم و اطراف خودش قیمت‌ها را برد بالا. مثلا می‌خواهم می‌نیمم منافعش را بگویم. از نظر فرهنگی یک برند هست برای قم. یک دانشگاه علوم انسانی ارزشمند هست برای قمی‌ها. از جهات مختلف خلاصه این پیامد را مثبت دارد. این کار این بزرگوار است.

و اصلا ضریب امنیت فکری را بالا می‌برد. هر جا دانشگاه تأسیس می‌شود امنیت فکری ایجاد می‌کند. تربیت به وجود می‌آورد. خود این به عنوان بین رشته‌ای اقتصاد بسیار تأکید می‌شود که فقط این نیست که دانشجو تربیت می‌شود. بسیاری از مسائل همراه این هست. به عنوان یک دانشگاه کم نظیر ما در قم می‌توانیم بگوییم واقعا دانشگاه مفید هست و این از برکات و زحمات ایشان است. و چرا اصلا این دانشگاه‌های عمده ایجاد می‌شوند و مردم ایجاد می‌کنند. خیلی را بخش خصوصی ایجاد می‌کند، آکسفورد، هاروارد، ام آی تی، این دانشگاه‌ها وقفی هستند. یعنی نشان می‌دهد که یک مسئله‌ای هست تأسیس دانشگاه. این بزرگوار این ایدة شومپیتری که عرض کردم در اقتصاد. یا مدرسة مفید یا موارد دیگری که عزیزان بیشتر در جریان هستند.

آن موقع دانشگاه که راه افتاد وزیر علوم وقت آقای دکتر معین آمد برای بازدید، خدمت ایشان من بودم و حاج آقا بود و دکتر معین بود و یکی از محافظین حاج آقا. برای دکتر معین خیلی عظمت این دانشگاه جالب بود، گفت که حاج آقا شما لطف کنید با ما شریک شوید با وزارت علوم، ما همانند دانشگاه‌های دولتی بودجه‌ها را می‌دهیم شما هم اجازه بدهید ما دانشجو بفرستیم.

می‌خواهم بگویم استقلالی که در ذهن ایشان بود از خاطرات ویژه‌ای که ما خدمت ایشان بودیم.

و خلاصه این مطلب را دکتر معین به طور جدی گفت و هر کس دیگری بود خلاصه می‌پذیرفت، خلاصه به هر حال برند وزارت علومی بگیریم و هزینه هم نپردازیم، این فضا خیلی برای دکتر معین جالب بود که یک همچین بزرگواری این نوع دانشگاهی با این عظمت زحمت کشیده ولی نپذیرفت. حاج آقا یک لطیفه‌ای را گفتند: آقای معین می‌دانید آن حاجی‌ای‌‌ که مکه رفته بود زحمت کشیده بود آش درست کرده بود، یک عربی آمد و یک سوسماری انداخت داخل آش و بعد هم آن بیچاره ناراحت شد که غذایم حرام شد. آن عرب گفت نگران نباش من یک نخی بسته‌ام به کمر این سوسمار تا با آش قاطی نشود.

گفت حالا ما با شما اگر بیاییم الان با وزارت و با دولت قاطی شویم این همین است سرنوشت ما. گفت نه آقای معین ما با دولت قاطی نمی‌شویم. شما فقط از نظر مقررات کمک کنید.

به هر حال آن نگاه این بزرگوار مهم است. یکی هم معنی‌داری تأسیس دانشگاه و پیوند حوزه و دانشگاه. اینکه در کنار حوزه دانشگاه بزند و تربیت عمیق دینی در کنار تربیت علمی. این هم یک هنر بزرگی است واقعا. متفاوت و متمایز. باید جدا در نظر گرفت.

پیوند فکری که باز از نظر اقتصادی می‌توانیم ما داشته باشیم، یک روشن اندیشی ویژه‌ای در اندیشه‌های دینی داشت که برای همین روی اقتصاد و سایر رشته‌هایی که بعدا راه افتاد بسیار حساس بود. در اقتصاد معمولا کارآمدی و تعادل و موارد این نوعی داریم که این بزرگوار چهرة ایشان و اندیشة ایشان خیلی سازگاری داشت با ابعادی از این موارد. و برای همین یک مقدار در مورد اینکه دانشگاه مفید دانشگاه رسمی بشود اوایل استقبال نمی‌کردند، خدمتشان یک مقداری توضیح که می‌دادیم به هر حال مدرک رسمی بشود به ویژه طلابی که به اینجا می‌آیند، مدرک رسمی و فقه اسلامی با هم باشد هیچ اشکالی ندارد، به راحتی می‌پذیرفتند. بعد هم دیگر وزارت علوم آن موقع ما رفتیم آقای دکتر عارف رئیس شورای عالی برنامه‌ریزی بود، وزارت علوم یک وزارت علوم قَدَر قدرتی بود آن موقع به هر حال تصویب شد و دانشگاه، بعد گروه اقتصاد بعد هم رشته‌های دیگر، حقوق راه‌اندازی شد بعد علوم سیاسی، بعد فلسفه و در حوزة علوم انسانی الان یکی از برجسته‌ترین‌ها همین دانشگاه است.

دنیای پیشرفته الان روی علوم انسانی و علوم اجتماعی دارد سرمایه‌گذاری می‌‌کند و ایشان این فکر را از قبل از انقلاب داشتند که یک دانشگاه علوم انسانی بزنند، کار هر کسی نیست.

این بزرگوار این کار را کرد بعد هم هزینه‌های زیادی کردند، بهترین اساتید می‌آمدند. هنوز هم عزیزان اساتید برجسته‌ای هستند. دانشگاه به زیباترین شکل پیاده می‌شد. به شدت به تخصص توجه داشتند، کسانی که صاحب نظر آن کار بودند می‌خواستند که بیایند.

خود شکل‌گیری بینش که اصلا اقتصاد را ایشان بر اساس یک الهامی بود که خانم آیت الله بهشتی خوابی دیده بود کتابی از ایشان داده بود و گفته بود به دست آقای موسوی اردبیلی بدهید. کتاب هم اقتصاد اسلامی نوشته بود، در هر صورت از این بزرگوار هم افرادی که با ایشان مرتبط بودند مثل خودشان متفکران و صاحب ایده‌های جدیدی بودند. در بحث‌های اقتصادی به طور خاص یک نگاه خاصی هم به شریعت داشتند به رویکرد اقتصاد اسلامی داشتند رویکرد منطقی بود که هم علم اقتصاد را بهای ویژه می‌دادند هم دیدگاه اسلام را یک آموزه‌هایی را می‌گفتند می‌شود استفاده کرد. گاهی میان همة امور می‌خواهند اقتصاد اسلامی بشود که هیچ کدام از اینها کارآمد نیست. این بزرگوار روی این جنبه‌ها یک شکل تعادلی را معتقد بود که در موارد زیادی راه‌گشاست، یعنی به طور کلی نمی‌خواهد علم اقتصاد را کنار بگذارد و اقتصاد اسلامی بیاورد ولی نکات کلیدی از اسلام می‌تواند کمک کننده باشد. حالا در بحث بانک الان یکی از معضلاتمان این است که اشتباه می‌کنیم (البته بانک مشکلاتش زیاد است ولی) یکی این است که ما به درستی این مسئلة پیوند بانکداری اسلامی و غیر اسلامی را درست تثبیت نکردیم درست کارشناسی نکردیم و دشواری‌های زیادی داریم در حالی که می‌شود بهره‌برداری‌های بسیار زیادی از بانکداری متعارف کرد و در عین حال از عناصر اسلامی هم استفاده کنیم. رویکرد ایشان رویکرد بسیار سازگاری بود. به عنوان نکاتی که در مورد وام می‌فرمودند، می‌گفتند یک وامی قبل از انقلاب، ایران به فرانسه داده بود، و فرمودند اختلاف شد بین آقایان که حالا بهرة این وام را بگیریم یا نگیریم؟ گفت خیلی‌ها مخالف بودند که ما بهره بگیریم. گفتند خب بهره که حرام است. گروهی می‌گفتند بیایید طبق آن روایتی که می‌گوید پدر و پسر، دولت و مردم، کافر و غیر کافر، مشکل را حل کنیم. ایشان با یک نگاه تدبیر روشن‌اندیش نسبت به اقتصاد یعنی آن تدبیر ایشان در کاربرد مناسب تکنولوژی اجتهاد گفت: شرایط عوض شده و بنابراین هیچ اشکالی ندارد این بهرة وامی را که زمان شاه به فرانسه داده شده است را بگیریم، یکی این است، یکی هم بهرة جبران تورم را ایشان می‌پذیرند که به هر حال یه مقداری کمک می‌کند به اینکه ما بیش از حد مشکل بانکی را بالا نبریم، یک نظر اجتهادی ویژه است. یک نکته‌ای را می‌گفتند جالب بود، می‌گفتند قوة قضائیه به خاطر اینکه گروهی حساس بودند روی ظاهر روایات، در یک جا به خاطر دیه می‌گفتند شتر باید بیاورید. می‌گفت یک بنده خدایی برای دیه‌اش شترها را آورده بود، بعد یک مرتبه این شترها اطراف قوة قضائیه مرکز تهران فرار کردند و گفت یک داستانی شد در تهران.

ایشان می‌خواست بگوید که با این تکنولوژی اجتهاد و با آن وضعیت‌های مختلفی که در شرایط و مکان‌های مختلف هست می‌توانیم بسیار بهتر اداره کنیم و موارد دیگری من دارم که در جلسات خاص‌تری می‌شود عرض کرد.

یک نگاه نقدی هم داشتند اول به خودشان خیلی جالب بود، خودتان می‌دانید چند سال قبل هم رسماً عذرخواهی کردند خیلی بزرگواری ایشان را نشان می‌داد که اگر ما خطایی کردیم ما عذر می‌خواهیم. نقد در اقتصاد خیلی جدی است و یکی از ویژگیهایی که اصلا باعث می‌شود فساد کمتر بشود نقد است و ایشان به شدت به این مسئله اعتقاد داشت. کم فسادترین جاهایی هم که در دنیا بیشتر نقد صورت می‌گیرد، در واقع مطبوعات و احزاب و تلویزیون‌های مختلف کار می‌کنند و الان که در جامعة ما فساد اقتصادیمان زیاد است همین است که در خیلی از جاها نقد نمی‌شود، خیلی از جاها اطلاعات درست گفته نمی‌شود، خیلی از جاها استقلالی به اصطلاح وجود ندارد.

در موارد زیادی پاسخ‌‌های عالمانه‌ای به بعضی از مسائل می‌دادند بعضی از طلبه‌ها به خود ایشان می‌گفتند شما نقد می‌کنید تضعیف نظام است، گفتند اتفاقاً من بیشترین خدمت و بیشترین پایداری از نظام را دارم می‌کنم و شما متوجه نمی‌شوید. واقعا درک بزرگی می‌خواهد که انتقاد بکنی ولی در واقع داری از نظام دفاع نظام می‌کنی. ایشان خیلی دقیق اینها را می‌فرمود.

یک کارآفرینی می‌گفت یک بار قوه قضائیه بودم یک پیرمردی گفتند آمده اینجا. رفتم این پیرمرد گفت حاج آقا این مجموعة گاوداری و تربیت دام (به اصطلاح دامپروری) را از من گرفتند فقط یک اجازه‌ای و دستوری بدهید تا من بروم کارگر همانجا بشوم که مجموعة آن دامها از بین نرود. گفت خیلی دلم سوخت کارآفرینی که باید کار بکند تا محصولش از بین نرود. اینگونه حساس بود روی این مسائل، موارد زیادی حمایت از آقای عالی نسب می‌کرد که از بزرگان کارآفرینان کشور است، و موارد دیگری مثل استقلال بعضی از قضات حتی قبل از انقلاب.

نسبت به خود هم‌لباسی‌ها خیلی نقدش بیشتر بود و خیلی حساس بود که در واقع می‌گفت بیشتر باید به این  بزرگان نقد بشود، هیچ نوع امتیازی برای عنوان خودش قائل نبود و واقعا از جهات مختلف این بزرگوار نمونه‌ای بود که عرض کردم به عنوان یک نمونة کم‌نظیر میان عالمان دینی. من ایشان را باور دارم و عرض کردم نمی‌شود همة ابعاد بزرگواری ایشان و آثار ایشان را در جلسات کوچک مطرح کرد.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.