")
سیمای ظالمان در زیارت اربعین در زیارتنامه ها
سیره بزرگان

بیستم ماه صفر، اربعین شهادت سالار شهیدان، حضرت اباعبدا… الحسین(ع) و اصحاب باوفاى ایشان است. در این روز، خواندن زیارت اربعین، بنا به روایتى که از امام حسن عسکری(ع) نقل شده، از علامتهای مؤمن شمرده شده است.

شاخصه هاى کلى این زیارت پرمعنا را مى توان در سه بخش اصلی خلاصه کرد:

۱- برشمارى صفات والاى امام(ع) که زائر به صورت شهادت دادن (گواهی) بیان مى دارد. در همین زمینه به یک نکته اصلی اشاره کرده و توضیح آن را به نوشتارى دیگر موکول مى کنیم.

بیان شهادت توسط شاهد در هر امری، زمانى اهمیت دارد که شاهد، عین موضوع را مشاهده کرده باشد و واژه شهادت، تنها به همین معنى به کار می رود. با این توضیح، معلوم مى شود در این گونه زیارتها از ما خواسته اند از مقام بیان صرف و «دانستن» خارج شویم و خود را به مقام «شهود» برسانیم و به قول دیگر از «دانایی» به «دارایی» برسیم و در حقیقت، چشم دل ما باز شود و آنچه را نادیدنی است، ببینیم.

۲- بیان صفات ظالمان و قاتلان امام(ع) و لعن به آنها.

۳- قسمت پایانى زیارت که زائر، به رجعت امام(ع) و تسلیم بودن خود در برابر ایشان و آمادگى یارى ایشان شهادت می دهد.

بیان صفات ظالمان

۱- فریب خوردگان دنیا و فروشندگان آخرت به دنیا

«کسی که دنیا او را فریب داد و بهره خود را در این مکان پست و ناچیز خرید و آخرتش را به بهاى بسیار ناچیز فروخت، به او ظلم کرد

خداوند متعال در آیه ۱۴ سوره آل عمران فرموده است:

دوستی خواستنى ها (ى گوناگون) از زنان و پسران و اموال فراوان، از زر و سیم، و اسبهاى نشاندار و دامها و کشتزارها براى مردم آراسته شده (لیکن) این جمله، مایه تمتع زندگى دنیاست و (حال آنکه) فرجام نیکو نزد خداست.

اما به راستی، اگر آرایش این گونه امور در نظر انسانها، برای آنها بد است و باعث لغزش آنها مى شود، چرا خداوند آنها را آفریده؟ آیا انسانها بدون این امور نیز زندگى انسانى خواهند داشت؟ به طور طبیعی، پاسخ منفى است؛ زیرا اینها مخلوقات الهی و جزء جدایى ناپذیر زندگى انسانى هستند و انسانها با همین امور انسانى آزمایش خواهند شد. پس مشکل کجاست؟

مولوی، شاعر شهیر ایرانى و صاحب مثنوی، با این بیت خود جواب ما را مى دهد:

چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن

نى قماش و نقره و فرزند و زن

دلبستگی و گزینش این امور نسبت به اوامر و نواهى الهى (دین) و در نتیجه غفلت از خدا ناپسند است و منشأ اعمالى خواهد شد که یکی از هولناک ترین آنها جنگ با ولى الهى و حتى کشتن این ولى ا… است.

بزرگان و علما بسیار به این حدیث استناد مى کنند که معصوم(ع) فرموده است: «حب الدنیا رأس کل خطیئه»؛ دوست داشتن دنیا سرمنشأ تمام خطاهاست. نکته جالب در این حدیث، کلمه «الدنیا» است که وقتی با «ال» به کار مى رود صفت است و این کلمه، چه از «دنو» (نزدیکتر) باشد و یا «دنی» (پست تر»، بدین معناست که برخى انسانها تنها امور مقابل چشم خود را دیده و دلبسته آنها مى شوند و البته این امور در برابر آنچه باید به آن برسند، بسیار پست و ناچیزند.

بخش دوم این فراز از زیارت، نتیجه این دنیاطلبی را بیان مى دارد: فروش آخرت به دنیا و این، یعنی کورباطنى و محدودنگرى و غفلت از ابدیت. همان مسأله اى که خداوند در قرآن بسیار روى آن تأکید دارد و بارها در آیات مختلف، آن را تذکر داده است تا بسیارى از مردم، که یا از ترس جهنم و یا شوق بهشت خدا را عبادت مى کنند، خود را در برابر این هوسهاى نفسانى و شیطانى نبازند و آخرت و ابد خود را از کف ندهند؛ مثلاً در آیه ۲۰ سوره احقاف فرمود:

«و آن روز آنهایى را که کفر ورزیده اند بر آتش عرضه دارند (به آنان مى گویند) نعمتهاى پاکیزه خود را در زندگى دنیایتان (خود خواهانه) صرف کردید و از آنها برخوردار شدید. پس امروز به (سزای) آنکه در زمین به ناحق سرکشى مى نمودید و به سبب آنکه نافرمانى مى کردید به عذابى خفت (آور) کیفر می بینید» و البته اصل مصیبت زمانى آشکار خواهد شد که به یاد آوریم انسان پس از این دنیا صاحب زندگى ابدى است و براى همیشه باید جوابگوى اعمال خویش باشد. قرآن نیز گاهى براى برخى انسانها لفظ «خلود» در جهنم را به کار می برد.

۲- پیروی از هواى نفس:

«و در پیروى از هواى نفس خود هلاک شد»

نفس و مسایل مربوط به آن، در بسیارى از آیات و احادیث و همچنین در بسیارى از اشعار و نثرهاى عرفانى مورد توجه قرار گرفته است. در حدیث معروفى از پیامبر(ص) آمده است: دشمن ترین دشمنان تو، نفس توست که در مابین دو پهلوى تو قرار دارد.

مولانا بیت زیبایى در این باره دارد:

مادر بتها، بت نفس شماست

زان که آن بت مار و این بت اژدهاست

همان بعد سیرى ناپذیرى که هر چه جواب بگیرد، باز هم می طلبد. به قول بزرگان، اگر ۱۲۴ هزار پیامبر را به خاطر خواست او بکشید، باز هم آرام نمى شود و زیاده مى طلبد. خداوند، در آیه ۲۰ سوره «ق» مى فرماید: «آن روز که (ما) به دوزخ مى گوییم: آیا پر شدی؟ و مى گوید: آیا باز هم هست؟ مظهر کامل این زیاده خواهی، نفس اماره انسانى است که سیری ناپذیر است.

یادآوری این نکته نیز بجاست که یکى از مظاهر کامل پیروی از هواى نفس، پاسخگویى به وسوسه هاى شیطان بیرونی است و البته پاسخ شیطان در روز قیامت به فریب خوردگان نیز بسیار جالب است: «و چون کار از کار گذشت و (و داورى صورت گرفت) شیطان مى گوید: در حقیقت خدا به شما وعده داد، وعده راست و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا (در کار خدا) شریک مى دانستید، کافرم. آری، گنهکاران عذابى دردناک خواهند داشت.» (ابراهیم(ع)/۲۲)

۳- اطاعت از اهل نفاق و گناهکاران اهل جهنم:

«و از بندگان تو که اهل شقاوت و نفاق بودند و حاملان بار گناهان و کسانى که اهل آتش جهنم بودند، اطاعت کردند.»

امام صادق(ع) که زیارت اربعین را بیان فرموده اند، با توجه به تمام خصوصیات زشت این گونه از انسانها، از آنها با لفظ «عباد» نام می برند که این امر شاید از دو جهت بیشتر مورد توجه باشد: اول، با وجود همه صفات زشت در این گونه افراد، به هر صورت، این افراد نیز بندگان خداوندند و از رحمت رحمانى یا عامه او برخوردارند و البته از رحمت رحیمى یا خاصه خداوند محروم. این گونه افراد، اگر چه ظلم ها و گناهان فراوانى انجام داده اند، اما بنده و مملوک خدایند و به هیچ وجه نمى توانند از حکومت الهى فرار کنند و به طور قطع، در برابر اعمال خود جوابگو خواهند بود. سوم، نتیجه اطاعت این گونه افراد از افرادى با آن گونه صفات بیان شده در زیارت، به جز پشیمانی در دنیا، اگر رخ دهد، در آخرت این گونه است که قرآن در آیات ۶۷ و ۶۸ سوره احزاب بیان مى فرماید: «و مى گویند: پروردگارا !ما رؤسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند. پروردگارا! آنان را دو چندان عذاب ده و لعنتشان کن. لعنتى بزرگ.» و البته در این دنیا نیز زائر امام(ع) آنها را لعن و نفرین مى کند: «خدایا آنها را لعنت کن، لعنتى سخت و عذاب کن، عذابی دردناک».

۴- به خشم آوردن خداوند و پیامبر او:

«خدایا تو را و پیامبر تو را به خشم آوردند» به طور طبیعى این به خشم آوردن، آثار و نتایجى خواهد داشت. از جمله:

۱- عذاب جهنم و جاودانگى در آن:

آل عمران/۱۶۲: «آیا کسى که خشنودى خدا را پیروى کند چون کسى است که به خشمى از خدا دچار گردیده و جایگاهش جهنم است؟ و چه بد بازگشتگاهى است

مائده/۸۰: «بسیارى از آنان را مى بینى که با کسانى که کفر ورزیده اند دوستى مى کنند، راستى را چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند (در نتیجه) خدا بر ایشان خشم گرفت و پیوسته در عذاب مى مانند.»

۲- عامل حبط (نابودی) اعمال:

محمد(ص)/۲۸: «زیرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده، پیروى کردند و خرسندی اش را خوش نداشتند، پس اعمالشان را باطل گردانید.»